تبليغاتX
سال 88 [blogtitle]
 

دوستان

مرلين باکس بهترين در دنياي لينک باکس

Hollywood . Hip:Hop

نگین عشق
از همه جای دنیا
عشق یا روسپیگری +20
موج چهارم
ماه بیکران
امیر
باید بخوانیم
عشق را در همین نزدیکی ها بیاب
اندیشه های من
قلم فرانسه
آرشيو پيوندها

 

لوگوي دوستان

 

SoLD'

 

 

نوشته هاي پيشين

هفته سوم آبان 1388
هفته سوم شهریور 1388
هفته چهارم مرداد 1388
هفته دوم مرداد 1388
هفته اوّل مرداد 1388
هفته چهارم تیر 1388
هفته اوّل تیر 1388
هفته سوم خرداد 1388
هفته دوم خرداد 1388
هفته اوّل خرداد 1388
هفته چهارم اردیبهشت 1388
هفته اوّل اردیبهشت 1388
هفته چهارم فروردین 1388
هفته سوم فروردین 1388
هفته دوم فروردین 1388
هفته اوّل فروردین 1388

 

خبر نامه





Powered by : Merlin

 

آمار

تذکرة الحضرات/حکایت شیخ و دموکراسی

گویند که شیخی کلک و حیله گر و شعبده باز و دغل  و سفسطه باز و دودر و رند و پر از خدعه و تردستی و نیرنگ، به یک دهکده وارد شد و  فرمود که من عالم و فرهیخته و مرد پر از نور و کمالاتم و لبریزِ مناجاتم و سر ریزِ کراماتم و فی الجمله بدانید هر آنکس که به من پول دهد، خانه دهد، مال دهد، سهمی از اموال دهد، شک ننماید که پس از مرگ، خداوند به او حال دهد، بال دهد، حوری خوشحال دهد.

مردم بیچاره و دل ساده که جز سختی و اندوه و غم و کار گل و خون دل از خوان خداوند براشان به همه عمر مقدر نشده بود، فریب سخنش خورده و او را به سر خویش نهادند و به او لطف فراوان بنمودند و چنین بود آن شیخ پس از چند صباحی همه را گول زد  و بر سرشان شیره بمالید و بر آن قوم بیفتاد چنان بختک و آن مردم بیچاره بدوشید و  بنوشید و به اموال و زن بچهِ شان دست بیازید و به دستان پر از پینه و تنبان پر از  وصله ایشان به دلش سیر بخندید.

راویان باقی این قصه چنین نقل نمایند که یک روز یکی  فرد خردمند و پر از علم و کمالات به آن دهکده وارد شد و آن وضع اسفناک و پرستیدن آن شیخ دغلکار و ستم پیشه و سفاک، در اندیشه او سخت گران آمد و مشغول به روشنگری خلق شد و گفت که ای مردم در غفلت و بیچاره، بدانید که این مردک دجال بجز حیله گری در تن بی خاصیتش هیچ ندارد، و در او از خرد و علم و کرامات و فضایل اثری هیچ نباشد، و هر آیینه بدانیدکه این شیخ، شما را همه اسکل بنمودست.

در همان دم، دو سه جاسوس و خبرچین خبر واقعه را  زود به آن شیخ رساندند و پس از کسب خبر، شیخ پریشان شد و یک خرده سر و گوش بجنباند و بخاراند و پس از مدتی اندیشه بفرمود که باید همه را جمع نماییم و میان من و آن مردک مزدور، رقابت بگذاریم که مردم خوشان درک نمایند که عالم چه کسی هست و کلک باز کدام است؟ چه خوب است که تصمیم به آرای خلایق بسپاریم و بدین گونه دموکراسی مان را به جهان عرضه نماییم.

روز موعود رسید و همگان جمع شدند و پس از آن شیخ به آن معرکه وارد شد و رو کرد به آن مرد و بفرمود که ای مدعیِ خنگ، بیا در جلوی جمع سوادت بکن اثبات و بر این صفحه دیوار کلامی بنویس و مثلا ثبت نما «مار» که سطح خرد و دانش تو بر همه معلوم شود.

مرد خردمند ولی ساده به پیش آمد و با قطعه زغالی که به کف داشت به دیوار یکی میم نوشت و الف و را، که شود مار. سپس نوبت آن شیخ دغلکار فرا آمد و آن حضرت مکار تریکی زد و تصویر یکی مارِ پر از پیچ و پر از تاب بر آن سینه دیوار نگارید و سپس خنده زد و نعره زنان گفت که ای امت در صحنه، کنون خوب ببینید و قضاوت بنمایید که بین من و این مردک کلاش، سواد چه کسی واقعی است و چه کسی "مار" نوشته است؟

مردمان یکسره فریاد کشیدند که ای شیخ دگر شبهه نمانده است که این مار شما مارتر و علم شما واقعی و دشمن تان حیله گری خائن و بی علم و دغلکار بوَد. بعد همه قاط زدند و به یکی چشم زدن، مردک بیچاره گرفتند و به مشت و لگد و چوب، حسابی ادبش کرده، سرانجام پس از آن کتک سیر، به دروازه ده راهنمایی بنمودند.

آری ای دوست، چنین بود که آن شیخ دغلکار به ته ریش دموکراسی و روشنگری و دانش و اخلاق بخندید و به دوشیدن آن مردم بیچاره بیفزود، و با این عملش درس عمیقی به جهان داد.

تمَّت مکتوب به قلم الحقیر احمد صداقت فی شهر می السنه 2009

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 11 خرداد1388ساعت 14:27  توسط آتنا  | 

 

بنردوني

 

My Baner [ It's My Power }

 

منوي اصلي

صفحه نخست
پست الكترونيك
Merlin
Hollywood . Hip:Hop
آرشيو مطالب
خانگي سازي
ذخيره كردن صفحه
اضافه به علاقه منديها

 

ساعت

 

گوگل

Google

 

Designed by : Merlin.ir

Merlin Box

Powered by Mohamad Damghani / Morteza Sardadeh team © 2008-2009 Merlin.ir PageRank™  a Google™ a Google Inc. Mountain View CA,USA.